دبیرستان دخترانه آیین روشن(دوره اول)
   
دستور زبان فارسی هفتم
 
 

مطلب (فارسي)

جمله فعليه : جمله اي است كه در آن فعل خاص يا تام به كار رفته است.مثل  علي گفت.
جمله ي اسميه يا اسنادي  : جمله اي است كه در آن فعل ربطي به كار رفته است.مثل : هوا آلوده است.
در هر نوشته يا گفته به تعداد فعل ها جمله وجود دارد. مثلاًدر اين بيت:
         بريد و دريدو شكست و ببست                   يلان را سر و سينه و پا ودست  
 چهار جمله وچود دارد چون چهار فعل در آن به كار رفته است.
جمله ساده = جمله اى كه داراى يك فعل است . مثال: امين خوابيد.
جمله مركب = جمله اى كه داراى بيش از يك فعل است .همين كه به خانه رسيدم، مهمانان آمدند
از اتصال وانضمام جمله هاي ساده ي كوتاه  يا بلند جمله هاي مركب به وجود مي آيد.
مثال:
- افسوس مي خورم كه او را نديده ام.
-  پسري كه رفت برادر مرا زد.
- او تقي را ديد وبا او صحبت كرد.
به جمله ي اصلي ، جمله ي پايه  وبه جمله اي كه جاي يكي از اركان جمله ي اصلي يا پايه را گرفته است اصطلاحاً جمله ي پيرو مي گويند. جمله ي پايه  غرض ومقصود اصلي گوينده يا نويسنده است وجمله ي ساده ي ديگري كه علت يا تفسير يا توضيحي در باره ي جمله ي پايه مي دهد جمله ي پيرو است.
دو يا چند جمله ي ساده ي بلند به وسيله ي حرف ربط به هم مربوط يا معطوف مي شوند ؛ اصطلاحاًبه اين حروف ،حروف ربط همپايگي مي گويند. در مثال : او تقي را ديد وبا او صحبت كرد. ( و) حرف ربط همپايگي است. يا  فريدون هم به دانشگاه مي رود هم كار مي كند.كه به وسيله ي حرف ربط همپايگي  دو گانه هم ...هم  جمله ي مركبي را ساخته اند.
اقسام جمله از لحاظ معني
جمله ي خبرى يا اخباري: جمله اى است كه در آن مطلبي  به صورت خبر  مثبت ي1ا منفي بيان گردد:

مثال:
 هوا گرم است. او نامه را نوشته بود.
2. جمله ي پرسشى يا استفهامي: اگر به وسيله ي جمله اي درباره امرى پرسش شود  يا يكي از اركان جمله مورد پرسش قرار گيردآن جمله راجمله ي پرسشي مي گويند:
 مثال:
 آيا او آمده است ؟ حال شما چطور است؟
تذكر: گاهي كلمه اي كه دلالت بر استفهامي بودن جمله دارد ،در جمله ذكر نشده است واز آهنگ جمله مي توان پرسشي بودن آن را دريافت .مثل : او رفته است ؟
3. جمله ي امرى: جمله اى كه در آن مفهوم فرمان ،دستور ،خواهش،توصيه،نهي وباز داشتن وجود داشته باشد :
مثال:
عصباني نشويد. از اينجا برو . به خانه ي او برويد.
4جمله ي تعجبي وعاطفى: جمله اى كه با آن، يكى از عواطف و احساسات انسانى از قبيل تحسين ، شگفتي، تعجّب، آرزو، و افسوس ،ناراحتي ،درد بيان شود، .
مثال: 
شما چقدر خوش ذوق هستيد!    چه روز خوبي!         آخ از اين درد كشنده !
5-جمله ي التزامي : به جمله اي مي گويند كه معمولاًفعل آن داراي وجه التزامي باشد ودر موارد گوناگوني به كار رود.از قبيل:
- ترديد مثل: شايد او بيايد.  ممكن است كه او بيايد.
- شرط: هر گاه او آمده باشد.    چنانچه بخوابد.
- خواهش وتمنا: كاش آمده باشد.  اميدوارم كه كمكش كنم.
- توصيه وسفارش:  بروي ها  !      عرض مي شود كه ....  
اقسام جمله از لحاظ نظم
1 . جمله مستقيم: جمله اى كه اركان يا اجزاى آن، در جاى خود قرار دارند:
مريم ديروز مارا به خانه خود دعوت كرد. 
2. جمله غير مستقيم: جمله اى كه نظم دستورى يك يا چند ركن يا جزء آن به هم خورده است:
«مكّه پر است از كوه هاى سنگى كوچك و بزرگ.»
نكته : كاربرد جمله غير مستقيم معمولا براى تنوع بخشيدن به نوشته است. البته از آن جا كه چنين جمله اى، نوشته را به زبان محاوره نزديك مى كند، بايد در كاربرد آن به سبك و حال و هواى اثر توجه داشت. از نمونه هاى خوب كاربرد چنين جمله هايى، آثار «جلال آل احمد» است.

 

 

 

زمانهاي فعل
 


فعل كلمه يا كلماتي است كه يكى از معانى زير را در زمان گذشته، حال، يا آينده نشان مى دهد: 

ـ انجام دادن كارى (حميد نامه نوشت.) 
ـ انجام پذيرفتن كارى ( غذا پخته شد.) 
ـ رخ دادن حالتى (هوا روشن شد.) 
ـ پذيرفتن حالتى (هوا روشن است.) 
ـانجام دستور يا امرى ( نامه را بنويس.) 

• مفاهيمى كه در هر فعل وجود دارند، از اين قرارند: معنا ـ زمان ـ شخص ـ تعداد. 

 


 

افعال خاص


فعل خاص فعلى است كه صرف مى گردد، يعنى به شش ساخت زير تبديل مى شود: 

اوّل شخص مفرد، دوّم شخص مفرد، سوّم شخص مفرد. 

اوّل شخص جمع، دوّم شخص جمع، سوّم شخص جمع.
 

قسمت هاى اصلى فعل: بُن + شِناسه. 

بن جزء ثابتى است كه مفهوم اصلى فعل را نشان مى دهد. هر فعلى داراى بُن است. شناسه جزء متغيّرى است كه شخص و تعداد فعل را نمايان مى كند. گاه پيش مى آيد كه فعل داراى شناسه نباشد. مثال: 

شنيدم، شنيدى، شنيد ـ شنيديم، شنيديد، شنيدند. 

در اين مثال، شنيد بُن است و اجزاى ديگر، شناسه اند. 

بُن، خود، دو گونه است: بُن ماضى، بُن مضارع. 

بُن ماضى در فعل هاى ماضى و مستقبل، و برخى از اسم ها و صفت ها حضور دارد. مثال: آمدى، خواهد آمد، آمدن 

بن مضارع در فعل هاى مضارع و اَمر، و برخى از اسم ها و صفت ها وجود دارد. 

مثال: مي رود، رو، روش. 

از بُن مى توان ساخت هاى گوناگون اسمى يا صفتى پديد آورد.اين مثال ها را ببينيد: 

ساخت هاى اسمى يا صفتى از بن ماضى: خريدار، خورده، آفريدگار، دويدن، ديدبان، ساختمان، برآورد، درآمد، سررسيد، زد و خورد، گفت و گو 

ساخت هاى اسمى يا صفتى از بن مضارع: دونده، دانا، آموزگار، خواهان، آشوبگر، پذيرش، انديشه، سازمان، خوراك، انديشناك، كشاكش، سوز و گداز، پندار 


مصدر اسمى است كه از ميان چهار مفهوم فعل، فقط معنا را دارد و از سه مفهوم ديگر (زمان، شخص، تعداد) بى نصيب است. ساخت مصدر چنين است: بن ماضى + ـَ ن. مثال: برخاستن. 


معمولا فعل را به اين چهار گونه اصلى تقسيم مى كنند: ماضى، مضارع، مستقبل، اَمر. 
 

فعل ماضى

نشان مى دهد كه آغاز انجام معناى فعل در زمان گذشته است. 
 

انواع فعل ماضى


- مطلق يا ساده : (نوشتم – نوشتي – نوشت – نوشتيم – نوشتيد – نوشتند) 
- استمرارى :( مي نوشتم – مي نوشتي – مي نوشت – مي نوشتيم – مي نوشتيد- مي نوشتند) 
- نقلى : (نوشته ام – نوشته اي – نوشته است – نوشته ايم – نوشته ايد –نوشته اند) 
- نقلى مستمر: (مي نوشته ام- مي نوشته اي- مي نوشته است – مي نوشته ايم – مي نوشته ايد – مي نوشته اند) 
- بعيد (نوشته بودم- نوشته بودي – نوشته بود- نوشته بوديم – نوشته بوديد- نوشته بودند) 
- التزامى :( نوشته باشم – نوشته باشي – نوشته باشد- نوشته باشيم- شنوشته باشيد- -شنوشته باشند)
 
-ابعد:(نوشته بوده ام – نوشته بوده اي – نوشته بوده است – نوشته بوده ايم – نوشته بوده ايد – نوشته بوده اند) 
-ملموس:( داشتم مي نوشتم – داشتي مي نوشتي – داشت مي نوشت –داشتيم مي نوشتيم – داشتيد مي نوشتيد –داشتند مي نوشتند) 

فعل مضارع

نشان مى دهد كه آغاز تحقّق معناى فعل، در زمان حال يا آينده است. 
 

انواع فعل مضارع


- ساده:( روم – روي – رود – رويم – رويد – روند ) 
- اِخبارى :( مي روم – مي روي – مي رود – مي رويم – مي رويد – مي روند ) 
- التزامى :( بروم – بروي – يرود – برويم – يرويد – يروند ) 
- ملموس :(دارم مي يروم – داري ميروي – دارد مي رود – داريم مي رويم – داريد مي رويم – دارند مي روند) 

 

فعل مستقبل

نشان مى دهد كه آغاز تحقّق معناى فعل، در زمان آينده خواهد بود. 
- (خواهم نوشت – خواهي نوشت – خواهد نوشت – خواهيم نوشت – خواهيد نوشت – خواهند نوشت ) 
 

فعل اَمر

فعلي است كه با آن انجام دادن كاري ياپذيرفتن حالتي را طلب مي كنيم. 
green: (بنويس )تقسيم بندى فعل از لحاظ ساختمان: 

1. ساده: «مولاى ما در ميان اين جمع چون شمعى مى تابد.» 

2. پيشوندى (پيشوند + قسمت اصلى): «سال ها دم فرو بستم.» 

3. مركّب (اسم + قسمت اصلى): «سرانجام، نيمه ديگر رفتارش را نشان مى دهد.» 

4. پيشوندى مركّب (اسم + پيشوند + قسمت اصلى): «انسان حقيقي سرانجام از مبارزه با نفس پيروز سر برمى آورد.» 

5. گروه فعلى (تركيبى از حرف اضافه و اسم و قسمت اصلى): «در راه خدا هرگز از پا ننشين!» 
 

صفت وموصوف ومضاف ومضاف اليه
 

صفت

مي توان وابسته اي براي اسم آورد و با آن خصوصيتي به اسم نسبت داد؛ مثلاً چنين گفت:

مرد دانا رفت.                                شيشه نازك شكست.

«دانا» خصوصيتي به مفهوم «مرد» مي افزايد. همچنان كه «نازك» خصوصيتي را درباره «شيشه» بيان  مي كند. «دانا» و «نازك» مقوله  ديگري از انواع كلمه است. اين واژه ها را صفت مي ناميم. صفت كلمه ايست وابسته به اسم كه خصوصيتي به اسم نسبت مي دهد و مفهوم آن را مقيّد مي كند.

تركيب : اگر دو كلمه به وسيله ي يك كسره يا حرف ( ي )  به هم ربط داده شود به آن دو كلمه تركيب گفته مي شودمانند : دوستِ دانا        گلي خوشبو 

                                        وصفي ( موصوف و صفت )   

    تركيب بر دو نوع است                                

                                       اضافي ( مضاف و مضافٌ اليه )

براي تشخيص تركيب وصفي از تركيب اضافي به اين طريق عمل مي كنيم ابتدا كسره يا حرف ( ي ) را از بين دو كلمه بر مي داريم بعد به اول تركيب كلمه ي اين ودر بين تركيب كلمه ي بسيار و در پايان تركيب   كلمه ي ( است  يا هستند ) اضافه مي كنيم  اگر به اين طريق عمل كرديم و يك جمله ي روان و با معني ساخته شد  به آن تركيب وصفي مي گوييم واگر به اين طريق عمل كرديم و يك جمله ي غير روان ساخته شد به آن تركيب اضافي مي گوييم  مانند : 

 كتابِ خوب       اين كتاب بسيار خوب است            تركيب وصفي

 

 مديرِ مدرسه       اين مدير بسيار مدرسه است           تركيب اضافي

 

حروف اضافه
 

- حرف
 بعضي از واژه‌ها معني مستقلي ندارند و براي پيونددادن واژه‌ها يا نسبت دادن واژه‌اي يا جمله‌اي يا نشان‌دادن نقش واژه‌اي در جمله به‌كار مي‌روند. اين واژه‌ها را حرف مي‌گويند. حروف در جمله نقش نمي‌پذيرند. حرف‌ها به سه دسته تقسيم مي‌شوند: حروف ربط و  اضافه و نشانه.

 

حرف اضافه:
 واژه‌هايي هستند كه معمولا واژه يا گروهي را به فعل جمله نسبت مي‌دهند و آن‌ها را بدان وابسته مي‌سازند و به آن‌ها نقش متممي مي‌بخشند.  با اتوبوس از خانه به مدرسه رفتم.

حرف‌هاي اضافه از جهت ساختمان بر دو قسمند:

1- حرف‌هاي اضافه ساده: كه از يك واژه ساخته شده‌اند: از، اِلا، الي، با، بر، براي، تا، جز، چون، در، غير

2- حرفهاي اضافه مركب: از يك حرف اضافه ساده و يك واژه ديگر ساخته شده‌اند: ازبراي، به‌مجرد

معني و كاربرد برخي از حرف‌هاي اضافه ساده: 
از: 1- براي آغاز يا شروع 2- براي بيان علت 3- براي بيان جنس 4- به معني اثر نوشته 5- همراه صفت برتر
الا: براي استثنا به معني بجز، مگر 
الي: تا 
با: 1- در معني همراه 2- در معني به وسيله 3- به ياري

بر: 1- قرار داشتن چيزي روي چيزي 2- لازم بودن امري
براي: 1- به معني منظور 2- از بهر
به :1- براي نشان‌دادن انتها و پايان عملي 2- براي سوگند 3- براي نشان‌دادن مقابل بودن دو چيز 4- به معني نسبت به 5- براي نشان‌دادن داخل چيزي

بي: براي نفي و سلب
تا: براي بيان پايان چيزي
جز: براي استثنا، به معني غير 

 

نمونه سوال  بن و شناسه

 

تمرين بن وشناسه
 

بن وشناسه ومصدر وزمان افعال زير را بنويسيد.

فعل                       بن ماضي                   بن مضارع                 شناسه                     مصدر                       زمان

رفته اند

خواندند

آفريد

خواهم گفت

شنيده ايم

 

شبه جمله واقسام آن
 

- شبه جمله
اگر بخواهيم حالت‌هاي روحي و دروني خود چون شادي، تعجب، درد، افسوس و مانند آن‌ها را بر زبان بياوريم معمولا ً از واژه‌هاي همچون، وه، آه استفاده مي‌كنيم  كه به آن‌ها شبه جمله يا صوت مي‌گويند. از آن جهت به اين واژه‌ها شبه جمله مي‌گويند كه معنايي مانند جمله دارند.  آه: درد مي‌كشم.   بَه بَه: چه خوب است.  

به اين واژه‌ها صوت هم مي‌گويند زيرا در بيشتر آن‌ها مثل اين است كه از شدت درد يا تعجب صدايي از حلق و دهان خود در مي‌آوريم. 

اقسام شبه جمله از جهت معنا: 
1- شبه جمله اميد و آرزو و دعا: كاش، آمين، الهي
2- شبه جمله تحسين و تشويق: آفرين، مرحبا، به به
3- شبه جمله درد و تاسف: واي، افسوس، دريغ

4  - شبه جمله تعجب: وه، عجب، شگفتا
5- شبه جمله تنبيه و تحذير: مبادا، زنهار، هان
6- شبه جمله امر: ياالله، بسم‌الله، خفه
7- شبه جمله احترام و قبول: چشم، قربان 
8- شبه جمله جواب و تصديق: آري، البته ،‌اي

تذكر: شبه جمله‌ها در جمله اغلب نقش قيدي دارند.  افسوس دوستان همگي پراكنده  شدند.

 انواع ارایه ها 

سجع : آوردن كلماتي در پايان جمله هاي نثر كه در وزن يا حرف يا حرف آخر يا هر دو ( وزن و حرف آخر ) با هم يكسان باشد .

نكته 1 : سجع در كلامي ديده مي شود كه حداقل دو جمله باشد يا دو قسمت باشد .

نكته 2 : سجع باعث آهنگين شدن نثر مي شود به گونه اي كه دو يا چند جمله را هماهنگ سازد .

نكته 3 : سجع در نثر حكم فافيه در شعر را دارد .

نكته 4 : اگر در پايان جمله ها كلمات تكراري وجود داشته باشد ، سجع پيش از آن مي آيد .

مثال :      الهي اگر بهشت چون چشم و چراغ است        بــي ديــدار تــو درد و داغ اســت

نكته 5 : گاهي در جملات سجع ممكن است افعال به قرينه ي لفظي يا معنوي حذف شوند .

مثال 1 : منت خداي را عـزووجل كه طاعتـش موجب قـربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت . ( فعل « است » به قرينه ي لفظي حذف شده است . )

مثال 2 : خـلاف راه صواب است و نقض راي اولـوالالباب « است » (حذف لفظي ) ذوالفقـار علي در نيـام ( باشد ) و زبان سعدي در كام « باشد » ( حذف معنوي ) .

توضيح : فعل « باشد » در دو جمله ي پاياني به قرينه ي معنوي حذف شده است .

توجه : به نثر مسجع ، نثر آهنگين نيز مي گويند .

  تناسب  و تضاد  حس امیزی

 

مراعات نظير ( تناسب )

    اگر گوينده در كلام خويش مجموعه اي از كلمات را بياورد كه به نوعي با هم تناسب و ارتباط داشته باشند ، آن را مراعات نظير گويند .

نكته : تناسب ميان كلمات مي تواند از نظر جنس ، نوع ، مكان ، زمان ، همراهي و ... باشد .

نكته : بيشترين كاربرد مراعات نظير در شعر است اما گاهي در نثر هم ديده مي شود .

مثال :        رود شــاخ گـل در بر نيلوفر         بـرقصــد به صـد نـاز گلنـار ها

  ( شاخ ، گل ، نيلوفر و گلنار ــــ مراعات نظير )

نكته : آرايه هاي مراعات نظير ممكن است بين دو كلمه يا بيشتر اتفاق بيفتد .

 

تضاد ( طباق )

 آوردن دو كلمه ي متضاد در سخن به گونه اي كه سبب زيبايي كلام گردد .

نكته : تضاد هم در شعر و هم در نثر بكار مي رود .

مثال :     صبح اميد كه بد معتكف پرده ي غيب           گو بـرون آي كه كـار شب تار آخر شد   

              1                                         2                      2                    1

نكته : فعل ها نيز مي توانند آرايه تضاد را به وجود آورند .

مثال :  پروردگارا ! از خصلت طمع كه دنائت آورد و آبرو ببرد ... .

متناقض نما ( پارادكس )

     آن است كه در كلام دو امر متضاد را به يك چيز نسبت بدهيم به گونه اي كه ظاهراً  وجود يكي نقض وجود ديگري باشد . شاعر اين امر متضاد را چنان هنرمندانه به كار مي برد كه قابل پذيرش است .

مثال : جامه اش شولاي عريان است .

توضيح : واژه شولا به معني « لباس » ، كه براي پوشيدن بدن است و وقتي با « عرياني » همراه مي شود معني ضديت خود را از دست مي دهد .

 

حس آميزي

     آميختن دو حس است در يك كلام به گونه اي كه از يك حس به جاي حس ديگر استفاده شود . و اين آميختگي سبب زيبايي سخن گردد . 

مثال : ببين چه مي گويم .

توضيح : شما سخن را با حس شنوايي در مي يابيد اما گويند از شما مي خواهد سخن او را ببينيد كه به اين آميختگي حس ها ، « حس آميزي » مي گويند .

مثالهاي ديگر : خبر تلخي بود- روشني را بچشيم - با مزه نوشتن - آواي سبك و لطيف .

نمونه سوال ادبیات هفتم 

 

                                        به نام خدا

                                                                                   

                                                                  

1 – كدام گزينه نادرست است ؟ ( 0.5 )

الف – هفت پيكر از آثار نظامي گنجوي است         ب – نثر خواجه عبدالله انصاري مسجّع است

ج – نثر گلستان آميخته به نظم است                   د – مثنوي 2000 بيت است

2 – همه گزينه ها مترادف يكديگر هستند به جز گزينه ----------- ( 0.5 )

الف – شعور     ب – ادراك     ج – مشهور     د – آگاهي

3 – در بيت « مثل يك شاخه گل جوانه بزن / مثل يك چشمه سار جاري شو » طرف دوم تشبيه   ( مشبه به ) در كدام گزينه درست آمده است . ( 0.5 )

اه ) در كدام گزينه درست آمده است .

ل يك چشمه سار جاري شو » طرف دوم تشبيه   ( مشبه لف – يك شاخه گل – جاري شو                     ب- مثل يك چشمه سار – جوانه بزن

ج – يك شاخه گل – يك چشمه سار                 د – جوانه بزن – جاري شو

 

4 – كدام گروه كلمات نمي توانند شبكه معنايي تشكيل بدهند ؟ (0.5 )

الف – آسمان ، شب ، ستاره ، روشنايي       ب – دريا ، ماهي ، كشتي ، نهنگ

ج – كوه ، دشت ، صحرا ، بيابان             د – آدم ، جنگل ، آسفالت ، غول

 

5 – در بيت « با نسيمي كه زندگي در اوست / باز چشم جوانه اي واشد » كدام آرايه ادبي وجود دارد ؟ ( 0.5 )

الف – تشبيه         ب – تضاد       ج – شخصيت بخشي         د – سجع

 

6 – كتاب « باغچه توي گلدان » نوشته كيست ؟ ( 0.5 )

الف – محمد جواد محبّت     ب – طاهر اييد       ج – قيصر امين پور       د – محمود كيانوش

 

7 – در بيت زير كدام آرايه ادبي وجود دارد ؟ ( 0.5 )

بحر آفريد و برّ و درختان و آدمي                       خورشيد و ماه و انجم و ليل و نهار كرد

الف – مراعات نظير         ب- تشخيص       ج – كنايه         د – تشبيه

 

8 – در كدام گزينه تشبيه وجود ندارد ؟ ( 0.5 )

الف – جوان و نوجوان چشمه جوشان نيرو و استعداد است

ب – شما جوانان به عنوان پاره هاي دل اين ملّت هستيد .

ج – بر درختي شكوفه اي خنديد .

د – آسمان شل يك تبسّم شد .

9 – مفهوم كدام جمله خبري است ؟ ( 0.5 )

الف – بر كسي اين در مكن زنهار ، باز           ب – بر درختي شكوفه اي خنديد

ج – شما چقدر بااستعداد هستيد                د – لطفا نوشتن نام و نام خانوادگي را فراموش نكنيد

10 – در كدام گزينه همه واژه ها هم خانواده هستند ؟ ( 0.5 )

الف – صداقت ، صيد ، تصديق               ب – شعور ، اشعار ، مشهور

ج – انحراف ، منحرف ، تحريف           د – استحكامات ، محكم ، حكم

11 – معني كدام واژه درست نيست ؟ ( 0.5 )

الف – توفيق = لطف و عنايت الهي                         ب – زائر = زيارت كننده

ج – ابَد = هميشه                                               د – طايفه = كودكي

12 – با مرتب كردن كلمه هاي زير ، جمله بسازيد . ( 1 )

هرگز – ايران – فراموش نمي كنند – خاطره هاي آن را – مردم

 

13 – اگر واژه هاي زير را تبديل به جمله كنيم ، واژه -------------- در اول جمله قرار مي گيرد . ( 0.5 )

به فرماندهي افراسياب – گذشته بود – سپاه توران – از رود جيحون

14 – در عبارت زير آرايه ---------- به كار رفته است . ( 0.5 )

اشك ها به روي گونه ها مي لغزيد و بر پيشاني خاك بوسه مي زد .

15 – بيت « سنبله با ياسمين گفت : سلام ُ عليك   گفت : عليك سلام . در چمن آي اي فتا » چند جمله است ؟ (1.5 )

 

16 – در بيت بر درختي شكوفه اي خنديد / در كتابي بهار معنا شد . » نهاد ها و فعل ها را مشخص كنيد . ( 2 )

 

17 – منظور از عبارت آينده با حرف ساخته نمي شود چيست ؟ ( 1 )

 

 

 

18 – شما ويژگي هاي برجسته جوان ايراني را درچه چيزهايي مي بينيد ؟ ( 1 )

 

تست ادبيات ترم اول و سوالات مربوط به مبتکران
 

سؤالات تستي نوبت اول از درس اول تا آخردرس نهم فارسي هفتم

1- معناي كدام واژه نادرست است ؟    1- فارغ : جدا        2- افق : كرانه       3- گلدسته : مناره             4- زائر : زيارت كننده

2- « در پوستين خلق افتادن » كنايه از.......... است.       1- دروغ گفتن        2- صحبت كردن   3- غيبت كردن4- گدايي كردن

3- در كدام گزينه كلمات هم خانواده وجود ندارد ؟      1- صلاح و مصلحت     2- شور و شعور 3- ايمان و مؤمن 4- اقتدار و مقتدر

4- كدام گروه از كلمات زير شبكه ي مراعات نظير تشكيل نمي دهد ؟

     1- سبز ، درخت ، بهار   2- ساحل ، كشتي ، موج   3- آسمان ، خورشيد ، ماه    4- زندگي ، احتياج ، دانش

5- منظور شاعر از « آسمان مثل يك تبسم شد » چيست ؟

        1- شاد و خندان شد   2- خوشحال و صميمي شد    3- باز و روشن شد     4- ابري و گرفته شد

6- از آرايه ي تكرار براي ..................... استفاده مي شود .      1- تأكيد        2- زيباسازي      3- تأثيرگذاري 4- همه ي موارد

7- نويسنده در درس « قلب كوچكم را به چه كسي بدهم » قلب را به چه چيزي مانند كرده است ؟

               1- صندوقچه      2- دشت                        3- دريا               4- ماه

8- در بيت « نگردد شاخك بي بن برومند     ز تو سعي و عمل بايد ز من پند » كلمات قافيه كدامند ؟

      1- بن – من   2- برومند- پند                 3- بي بن برومند – ز من پند        4- مند- پند

9- مفهوم بيت « بر نامده و گذشته بنياد مكن/ حالي خوش باش و عمر بر باد مكن » در كدام گزينه آمده است ؟

      1- حال را دريافتن         2- نابود كردن خوشي ها        3- افسوس گذشته را خوردن    4- به فكر آينده بودن

10- در عبارت « چه بسيارند آنان كه وقت خود را بيهوده تلف مي كنند » نهاد كدام كلمه است ؟

       1- چه                     2- بسيارند            3- آنان             4- خود

11- بزرگ ترين رباعي سراي تاريخ ادبيات ايران چه كسي است ؟        1- باباطاهر   2 - خيام     3- ابوسعيد ابوالخير 4- عطار

12- كدام گزينه مربوط به « نامه هاي اداري » است ؟

      1- برادر مهربانم                      2- دوست عزيزم                3- پدر بزرگوارم                 4- معاون محترم

13- رابطه ي كلمات در كدام گزينه با بقيه فرق دارد ؟

   1- خواندن و نوشتن                    2- صيد و شكار                 3- بيزاري و تنفر                4- قرائت و خواندن

14- املاي همه ي گزينه ها درست است به جز گزينه ي ..........

        1- نصيب شدن                     2- گشت و گزار                 3- عطش مطالعه   4- اخلاص و همّت

15- براي مسائل اخلاقي ، اجتماعي ، پند و اندرز از چه قالب شعري استفاده مي شود ؟

      1- مثنوي                  2- چارپاره           3- قطعه               4- رباعي

16- شعر « اي مرغك » از سروده هاي كيست ؟1- علي اسفندياري ( نيمايوشيج ) 2- پروين اعتصامي  3- شهريار  4- قيصر امين پور

17- معناي « چميدن » در كدام گزينه نيامده است ؟   1- نرم راه رفتن  2- آهسته راه رفتن 3- با ناز راه رفتن4- در چمن راه رفتن

18- در بيت « كبوتر بچه اي با شوق پرواز/ به جرئت كرد روزي بال و پر باز » چه آرايه ي ادبي به كار رفته است ؟

     1- تشبيه                   2- تضاد              3- مراعات نظير                 4- تكرار

19- مُسند بيت « نگردد شاخك بي بن برومند/ ز تو سعي و عمل بايد زمن پند » كدام است ؟

       1- برومند                 2- پند               3- شاخك           4- بي بن

20- در « زنگ آفرينش » معلم چه آرزوهايي كرد ؟       1- شبانه روز زائر حرم بودن                2- به آرزوي خود رسيدن بچه ها 

      3- پيغمبر بهار شدن                             4- مشغول راز و نياز شدن

21- در كدام گزينه « تشبيه » وجود دارد ؟       1- باز موضوع تازه اي داريم               2- بچه ها آرزوي من اين است

      3- در دل آسمان رها باشم            4- مثل لبخند باز خواهم شد

22- مفهوم بيت « تو را پرواز بس زود است و دشوار/ ز نوكاران كه خواهد كار بسيار » چيست ؟

       1- پرواز خوبي كردن 2- بي تجربگي و تازه كار بودن       3- سخت و دشوار بودن كار    4- كار بسيار كردن 

23- واژه هاي كدام گزينه جاي خالي را تكميل مي كند ؟

      « نامه ممكن است دوستانه يا .................. باشد و يا ممكن است رسمي و .................. باشد . »

    1- صميمي ، شركتي                   2- برادرانه ، شركتي        3- عاطفي ، اداري      4- خانوادگي ، اداري

24- عبارت « حرم دل او را آرام مي كرد و مدرسه انديشه اش را » در توصيف چه كسي است ؟

      1- دكتر حسابي                      2- امام خميني                  3 - علامه جعفري              4- شهيد بهشتي

25- كدام يك از شخصيت هاي زير دوران كودكي را با سختي گذرانده بود ؟  

      1- دكتر حسابي                      2- نيمايوشيج                   3- پروين اعتصامي      4- دكتر سعيد كاظمي

26- در اين بيت كدام آرايه ي ادبي مشاهده نمي شود ؟     « هر چه كني كِشت همان بِدرَوي / كار بد و نيك چو كوه و صداست »

     1- تكرار                     2- مراعات نظير                 3- تشبيه            4- تضاد

27- دراين بيت منظور از « مردم » چيست ؟       « منديش كه دام هست يا نه/ بر مردم خويش ديدن آموز »

     1- خويشاوندان            2- مردمك چشم   3- ملت              4- انسان ها

28- در عبارت زير كدام كلمه فعل نيست ؟

       « تا مي توانيم بياموزيم اين همه كتاب خوب و مطالب آموختني ما را به سوي خود مي خوانند . »

     1- مي توانيم   2- بياموزيم          3- آموختني         4- مي خوانند

29- نويسنده ي كدام كتاب نادرست است ؟       1- كوير ( دكتر شريعتي )                      2- آينه هاي ناگهان ( قيصر امين پور )

      3- قصه هاي مجيد ( هوشنگ مرادي كرماني )               4- رگبار كلمات ( نادر ابراهيمي )

30- دراين بيت ، بر چه مفهومي تأكيد شده است ؟        « بهتر از هر چه هست در دنيا/ با خدا راز گفتنت امروز »

      1- زيبايي بهار            2- زيبايي طبيعت        3- عبادت خداوند       4- عظمت خداوند

31- « دوست خوب كيميا است » يعني :        1- دوست خوب ، قابل اطمينان است      2- دوست خوب ، دوست داشتني است

      3- دوست خوب ، قدرتمند است             4- دوست خوب ، كمياب و با ارزش است

32- عبارت « قلب لانه ي گنجشك نيست كه بهار ساخته شود و در پاييز باد آن را با خودش ببرد » به كدام ويژگي قلب اشاره دارد ؟

       1- ساعي و كوشا بودن 2- اميد وار و شاد بودن      3- حساس و زود رنج بودن    4- پايداري در محبت

33- معني كدام يك از واژه هاي مشخص شده نادرست است ؟

     1- حديث زندگي مي بايد آموخت : داستان و سرگذشت    2- هجوم فتنه هاي آسماني: حكايت

     3- نگردد شاخك بي بن برومند : با ثمر                         4- ز نوكاران كه خواهد كار بسيار : بي تجربه ها

34- بيت « با زبان عقربك مي گفت عمر/ مي روم بشنو صداي پاي من » بر چه مفهومي تأكيد دارد ؟

      1- بي وفايي عمر     2- نابودي انسان ها       3- گذشت عمر       4- بي ثمري عمر

35- هم خانواده در كدام گزينه نادرست است ؟

       1- اوقات ، واقف ، وقت         2- مجموع ، جامع، مجتمع          3- مصرف ، مصارف ، صرف      4- اعظم ، تعظيم ، معظّم

36- در عبارت « حرم ، دل او را آرام مي كرد و مدرسه ، انديشه اش » منظور از واژه هاي « حرم » و « مدرسه » به ترتيب در كدام گزينه آمده است ؟          1- دانش ، علم      2- مقدسات ، معلومات    3- نور الهي ، سعي و تلاش   4- معنويت ، علم

37- به « خانه اي چوبين يا فلزي مشبك كه بر سر مزار امام يا امامزاده يا بزرگان قرار دارد » .................. مي گويند 

     1- ظريح        2- ضريح 3- زريح              4- ذريح

38- در اين عبارت منظور از « مرواريدي در صدف » چيست ؟      « پروين ، هم چون مرواريدي در صدف ، با دقت مراقبت مي كرد »

    1- مورد توجه بودن        2- گوشه گير و پنهان بودن      3- كمياب و با ارزش بودن    4- دقيق و مراقب بودن

39- سعدي در بيت زير چه چيزي را سفارش مي كند ؟

       « به جان زنده دلان سعديا ، كه مُلك وجود / نيرزد آن كه دلي را ز خود بيازاري »

      1- دوري از مردم آزاري  2- بي توجهي به دنيا      3- سعي و تلاش كردن     4- آزاد و رها بودن

40- چه كسي بيت « به راستي كه يكي از نوابغ ادب است / ميان شاعره ها تا كنون نظيرش نيست » را در باره ي پروين اعتصامي گفته است ؟        1- نيمايوشيج           2- نظام وفا          3- شهريار           4- قيصر امين پور

 

 

نمونه سوال ادبیات هفتم  1/ 9 /95

 

1- كدام دسته از واژه هاي زير دو املايي هستند؟

الف) جرئت ، جرأت                             ب) حياط ، حيات

پ) اجر ، عجر                                   ت) مجتبا ، مجتبي

2- با توجه به معني املاي صحيح كلمه را انتخاب كنيد:

الف) هجوم : حمله                                             ب) اجز : ناتواني

      حجوم : حمله                                                 عجز : ناتواني

3- واژه ي صحيح را با توجه به معني جمله در جاي خالي قرار دهيد : 

الف) ما شيعيان دوماه محرّم و ........... را گرامي مي داريم. ( سفر ، صفر )

ب) برخورداري از ميليون ها جوان دختر و پسر ..............افتخار براي ملّت ماست.

( مايه ، مايع )

پ) ما مسلمانان بايد نسبت به نماز.............در اوّل وقت همّت كنيم. (گزاردن ، گذاردن )

4- براي هر واژه يك هم خانواده بنويسيد :

نقطه :                        سعادت :                     مقتدر :                   جاري :

5- با حروف زير دو واژه بنويسيد كه ارزش املايي داشته باشد.

ج ح ر ض م ه ي ت :

6- واژه هاي زير را با حروف صحيح كامل كنيد:

استـ....لال ( غ - ق )                                 عـ....مت ( ظ - ض )

7- با متضادّ واژه ي زير جمله بنويسيد :

خصوصي :

8- واژه هاي زير را كامل كنيد: 

آهسته + ي ـــــــــــ>                              زنده + ان ــــــــــــ>

 

 
قسام جمله از لحاظ نظم 2/ 9 /95
1 . جمله مستقيم: جمله اى كه اركان يا اجزاى آن، در جاى خود قرار دارند:
مريم ديروز مارا به خانه خود دعوت كرد. 
2. جمله غير مستقيم: جمله اى كه نظم دستورى يك يا چند ركن يا جزء آن به هم خورده است:
«مكّه پر است از كوه هاى سنگى كوچك و بزرگ.»
نكته : كاربرد جمله غير مستقيم معمولا براى تنوع بخشيدن به نوشته است. البته از آن جا كه چنين جمله اى، نوشته را به زبان محاوره نزديك مى كند، بايد در كاربرد آن به سبك و حال و هواى اثر توجه داشت. از نمونه هاى خوب كاربرد چنين جمله هايى، آثار «جلال آل احمد» است.
جمله معترضه
جمله معترضه جمله اى است كه حذف آن به مفهوم اصلى جمله آسيب نرساند.اين گونه جمله معمولا مفهومى از قبيل دعا، نفرين، آرزو. يا توضيح را به مفهوم اصلى جمله مى افزايد. جمله معترضه گاه پس از حرف ربط مى آيد و گاه به طور مستقل ميان دو خطّ تيره قرار مى گيرد: 
استادم - كه روانش شاد باد- در علم ومعرفت بي نظير بود.
تمرین    
از مصدر خوابیدن انواع مضارع ها شامل مضارع ساده - مضارع اخباری - مضارع  التزامی در شش صیغه یا ساخت بسازید و بن و شناسه های ان را مشخص نمایید
1- مضارع ساده 
2- مضارع اخباری 
3- مضارع التزامی
 
 
كلمات هم خانواده 3/ 9/ 95
 

نكته هاي مهم درس املاي فارسي در دوره متوسطه اول »

1ـ كلمات هم خانواده : واژه هايِ هم ريشه كه با هم ارتباطِ معنايي دارند وعربي هستند،واژه هايِ هم خانواده مي گويند. در هم خانواده سه حرفِ اصلي كلمه بايد به ترتيب در كلماتِ ديگر تكرار شوند تا بتوانند با يكديگر هم خانواده باشند.مثلاً كامل دارايِ سه حرفِ «ك م ل » استو مي تواند با« تكميل» هم خانواده باشد اما با « كلام » و« كلمه » هم خانوادهنيست چون سه حرفِ اصلي اين كلمات « ك ل م» است و ترتيبِ اين كلمات بايكديگر متفاوت است.

كلماتِ زير به همراهِ هم خانواده هايشان را ، به خاطر بسپاريد:

عُلوم: عالِم، عِلم، مُعَلِّم،عُلَما،تَعليم،تَعَلُّم ، معلوم و...  

قادِر : مَقدور، قدرت ، قَدَر ، قَدّار ، قَدر، قَدير و...

مسلمان: اسلام، تسليم،مُسلِم، سلام،سالم، سليم ،سلامت و ...  

 
 
 

نماد ها در زبان فارسي
 

حيوانات و نماد ها در ادبيات فارسي

آهو (مظهر ازادگي و بي گناهي )

آسمان (پاكي )

آينه (پاكي و صفا)

آب ( روشني و حيات)  اسب (هوشياري ، شجاعت ، نجابت ) پلنگ ( تكبر و بلند پروازي )

پشه (ضعف و ناتواني ) جغد ( شومي و نحسي ) باز ( فال نيك )

باد صبا ( خوش خبري و پيام آوري )

تاج ( سروري و بزرگي)

الاغ ( كودني و صبوري ) بره (معصوميت )

چشمه ( پاكي و زلالي و زايش) خرس (پر خوري وشهوت )

خزان(افسردگي و غم) بلبل(بي توجهي و شيداييو عاشقي و دلباختگي ) خرگوش ( غفلت )

زمستان (مرگ و نابودي)

دريا ( عظمت و بخشندگي )

درخت بيد ( لرزان و مضطرب) بوقلمون (چند رنگي و بي اثباتي ) روباه ( مكر و حيله )

رود ( حركت و تلاش ) بزغاله (شيطنت )

بز (دانايي)

بهار(شادابي و طراوت ورويش) سگ ( وفاداري )

سنگ ( سرسختي و سنگ دلي) ببر ( ضعيف كشي) شير ( شجاعت و قدرت )

شتر مرغ( بهانه جويي)

شب( تاريكي وجهل و ستم) بوتيمار (حرص و طمعو غم خوردن ) پرستو (فال نيك و بهار ) شتر (كينه توزي ) طوطي ( تقليد ) عقاب (خودسپندي ) كركس ( غرور و تكبر ) لك لك (شادي و نشاط )سيمرغ ( بلند پروازي و همت )

سبزي( پاكي و تقدس) كبك ( خوش خدامي و طنازي )

روز( نور و روشنايي) زرافه ( بلندي و نشخواري )

زيتون(صلح و آشتي) كلاغ ( شومي و نحسي و سخن چيني  ) ماهي ( زيبايي و اميد و زندگي و پويايي) گربه ( بي وفايي و دزديو بي چشم و رويي )

گوسفند ( خونسردي ) فيل ( يكدلي و قدرت ) گرگ ( درنگي و تجاوز ) نهنگ (عظمت و درندگي ) موش (حقارتوموذيو خسيسي ) كفتار (دزدي و نحسي ) ميمون ( تقليد و اطوار )

مار(خوش ظاهر و باطن بد) عقرب ( زيركي و خودنمايي ) هما ( سعادت ) قناري ( خوش اوازي )

قورباغه(زشتي) هدهد (مژده ) كرگردن ( تنومندي پرزوري )

طاووس ( زيبايي و غرور )

عقاب ( بلند پروازي و تيزبيني )

نسيم ( انسان آزاده )

كوه ( استقامتو استواري )

شير ( شجاعت )

هما ( سعادت و خوشبختي )

ماه ( ايثار و زيبايي )

شب ( ظلم و ستم )

زيتون ( صلح و آشتي )

سرو (آزادگي و جاودانگي )

شمع ( معشوق ) 

صدف ( خاموشي و سكوت )

گل سرخ ( عشق و طراوت )

گل نيلوفر( عزاداري و ماتم)

ني ( انسان غريب و دورافتاده از وطن )

باران ( رحمت و بخشندگي ) 

لاله ( شهيد )

ملخ ( بي خيالي و راحت طلبي)

خفاش ( جهل و ناداني و شيطان)

موج (حوادث)

يخ ( دل مردگي )